اولین آرایشگاه
عسلم
دیروز یعنی 91/12/21 ساعت 11 برات وقت آرایشگاه گرفتم و هوا خوب بود به همین خاطر کالسکتو برداشتم و به مامان جون زنگ زدم و بردیمت . توی راه که کلی کیف کردی و وقتی رسیدیم خوابت برده بود و داخل آرایشگاه با صدای آهنگی که میومد بیدار شدی زودی شروع کردی نانای کردن قربونت برم برات اونجا با اون همه آیینه خیلی جالب بود . وقتی هم که خانم آرایشگر شروع کرد موهاتو کوتاه کنه ساکت بودی و هیچی نگفتی هی از تو آیینه به خانمه نگاه میکردی
ولی به محض اینکه با آبپاش به سرت آب پاچید زدی زیر گریه و تا آخر گریه کردی
ولی بعدش که خودتو تو آیینه میدیدی ذوق میکردی و میخندیدی
.
قبل از آرایشگاه 
بعد از آرایشگاه

قند عسلم عاشقتم 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین آرایشگاه
